تصویر 1 (نگاره اول، نخستین دیدار قیس و لیلی؛ از کتاب شعر و نقاشی ایرانی، ماریانا شرو سیمپسون)

1-4 زن
زن ازهردو رویکرد مهری مورد توجه است؛ چرا که همیشه جایگاه معشوقه را داشته و از دیگر سو آیین مهر آیین ویژه زنان بوده و ایزدان بزرگ مهری مادینه بوده اند. در نمونه انتخاب شده که اولین دیدار مجنون با لیلی است نقش زن به عنوان معشوقه مطرح است و هم چنین درنمونه فرش همین جایگاه و موضوع را می بینیم. مضامین عاشقانه مورد توجه هر دو هنرمند خالق بوده است، مضامینی چون: خسرو و شیرین لیلی و مجنون و… . هم چنین نقش زنان به صورت نمادهای آیین مهر نیز در نگاره و در فرش دیده می شود. در هر دو اثر، 4 زن حضور دارند که این چهارتایی بودن حضور زنان، به شکل های چهارگانه ماه که نمودی ازمادینه و زن است اشاره می کند و 4 ایزد بزرگ مهری میترا، آناهیتا، مهر، اهورامزدا هم مادینه بوده اند و همین طور 4 عدد زمین نیز محسوب می شود و زمین نماد زن است.

در نگاره(1)،حضور چهار زن همراه با دیگرعناصرازجمله کلاغ ، بز و… چنان که در بالا ذکر شد تاثیرپذیری واضح آیین مهر را نشان داده و هم چنین با توجه به این که در نگاره مورد نظر، دو محبوب در اولین دیدارخود تصویرشده اند وارد شدن لیلی به مرحله عشق و آیین مهر با هدایت زنی که دستان او را گرفته صورت می گیرد که این زن می تواند یکی از ایزدان مهری باشد و در فرش مورد نظر نیز این 4 زن که کنارهم نشسته اند با ماه 4 پاره و خورشید و دیگر نمادهای مهری همراه شده اند.

بیشترازنیمی از نمادهای مهر و عشق نمادهای زنانه و منشاء مونث دارند که زایندگی و باروری عشق و معشوقه بودن و رسیدن به بالاترین درجه های انسان کامل را در خود جمع داشته اند زن موضوعیست که از دیرباز در ادبیات و هنرهمیشه مورد توجه خاص بوده است واز دیرباز تا کنون در آثار هنرمندان دوره های مختلف به تصویرکشیده شده است. هم چنین جایگاه معشوقه را درطول تاریخ در فرهنگ ایرانی داشته است نقش زن در هر دو معنی آن در نگاره ها وفرش ایرانی می توان مشاهده کرد.

2-4 آتش و نور
در نگاره (2) یک اجاق پر از آتش، دو مشعل در دوسمت شاه ، فانوسی در كنار و دو شمع ديده مي شود که یکی از آن ها در مرکز و جلوی شاه قرار گرفته است.به طور كلي اين اثر سراسر پر از مفهوم نور و روشنايي و عشق است. مشعل ها و آتشي كه نمايان گر حضور ميتراييسم است.

وسط قرار گرفته و خود به عنوان خورشيد و يا همان مهر در مركز نگاره قرار گرفته است ” نماد حاكم اعلي با ايزد آفريننده و خورشيد برابر است او نماينده ي خورشيد بر زمين است” (کوپر،1386: 220). اين دو مشعل و شاه در وسط كه نماينده ي خورشيد هست، هر سه در روشن شدن موضوع و راستي در كنار هم تصوير شده اند و شعله ها دو فرشته ي همراه مهر دو طرف باغ را روشن كرده اند. و شمع ها در مركز و گوشه ي چپ و فانوس و آتشي كه مرغي را بريان مي كند، همگي تقريبا مقابل شاه در مركز تصوير شده اند كه اين شعله ها نيز خود مفاهيم ديگري را در بر دارد.
به (Coutopatcs) و كاتوپاتس (Coutes) يعني كاتس “مشعل هايي كه داد و فوري بالا و پايين نگه داشته اند نمايانگر گاو نر و كژدم به معني زندگي و مرگ، طلوع و غروب خورشيد،صبح و شب، بهار و زمستان محسوب مي شود” (کوپر،1386: 325) كه در اين جا شاه را در يافتن اصل و فرع آن چه وجود دارد همراهي مي كنند و آتش تطهير كننده، روشن كننده همراه با ماه و خورشيد و ستارگان شب را چون روز روشن كرده اند تا تاريكي را از بين ببرند. نمادهاي نوري كه همه در كلام سهروردي رخ كرده و استفاده شده اند.
آتشی که به صورت شعله ظاهر شده نماد نیرو و قوای معنوی استعلا و تنویر محسوب می شود و به معنی تجلی الوهیت ،جان ،دم و نفس زندگی استمعنای وارد غیبی و اشراق نیز از آن مستفاد می شود. آتش و شعله معرف قلب هستند هر دو دارای دو خصلت هستند هم الهی هم اهریمنی اند هم آفریننده هم ویرانگرند وسیله بلع آفریدگانند تا آن ها را وحدت اولیه باز گردانند از آن جایی که نابود کننده دروغ و جهل، وهم و مرگ و نیز سوزاننده ناپاکی هستند مظهر حقیقت و معرفت به شمار می روند… .بهشتی که با آتش احاطه شده یا نگهبانانی با شمشیر های آتشین ار آن محافظت می کنند نگهبانانی که سد کننده راه جاهلین و گمراهانند”(همان: 4). که در این جا با این نگهبانان و مشعل ها دروغ از بین می رود معرفت اتفاق می افتد.اما در فرش ما آتش و خورشید را با نقش انتزاعی و ساده شده چلیپا به صورت تکرار این نقش مایه به عنوان طزخ اصلی می توانیم ببینیم. چلیپانشان خورشید، نماد فروغ بی پایان و مهر آن که در سپیده دمان پیش از برآمدن آفتاب بر جهان گرد سیمگون روشنایی می افشاند و نگاهبان خانمان هاست. یکی از آن «مظهرها» است با گذشت زمان چون خردها بالندگی گرفت خورشید، آتش، فروغ، پرستش سو و پاک کننده و در بردارنده ی نیروهای زندگی بخش وسودرسان شد. (سرچشمه پیدایش چلیپا ، نیهارت: 16)
3-4 آسمان
در نگاره 2 آسمان در تعريفي چهار طبقه به تصویر کشیده شده: طبقه ي ستارگان، طبقه ي ماه، طبقه ي خورشيد و بعد از آن روشني بي پايان. در فرش
نيز آسمان ها را با رويكردي حصار گونه نشان داده شده كه ترنج و نقش اطراف آن زمين و باغ بهشت را در میان خود گرفته اند. حاشيه و حصار هفت تايي فرش مي تواند نمادي از هفت آسمان باشد كه همه چيز را در خود دارد و اقليم هشتم و یا آسمان هشتم، جايگاه نور محض، باغ بهشت فرش ايراني را شكل داده است در نگاره 2، نيز آسمان ها بر فراز بهشت پر از گل و سبزه و آب و طرب است که در بالای ماه .خورشید آسمان روشن شده است همان طور كه در آيين ميترا آسمان ها به هفت مقام تقسيم شده اند و آخر منتهي به اقليم هشتم و نور محض ختم مي شوند.

4-4 ماه و خورشید

در این نگاره که نام آن “خسرو پرویز به نوای باربد گوش فرا می دهد” است خورشید به مفاهیم قصه کمک کرده از آن رو که در داستان رامشگر خسرو مانع دیدار باربد با شاه می شود و درباریان از حضور او جلوگیری می کنند و وقتی خسرو به باغ می رود باربد بر درختی می نشیند و می نوازد و خسرو شیفته صدای ساز او می شود و در پی او می گردد، تا سرانجام او را می یابد. در این جا نقاش آسمان و ماه و خورشید و آتش و ستارگان که سمبلی از نور هستند را کنار هم به تصویر کشیده
ماهی که در حال بیرون آمدن از پشت ابرهاست، اشاره به حقیقتی است که آشکار می شود و همه این نمادهای نور در کنار هم معرفتی را با خود به همراه دارند شب را چون روز روشن کرده اند و راستی از پشت حجاب ها بیرون می آید.

شاه نمادی از خورشید است “شاه حاکم اعلا ،با ایزد آفریننده و خورشید برابر است او نماینده خورشید بر زمین است”(همان: 220) و خورشید نور است و تجلی ای که باعث شناخت و معرفت می گردد آتش خورشید و نور حق هنر باربد را آشکار می کند و شیدایی و بی تابی شاه عشقی که باعث رسیدن به حقیقت می شود. نمادهای نور در این جا هم با فلسفه سهروردی در مورد نور و خور در ارتباط است و هم با آیین مهر و زرتشت پیوندی عمیق دارد. یکی از ایزدان مهر فرشته فروغ و روشنایی است و در این نگاره ماه و ستارگان می توانند نمادی از این فرشته باشند که در این جا با شکستن تاریکی به بد خواهی ها پایان می دهند.
خورشید سمبل نور و روشنایی و از بین برنده تاریکی محسوب می شود و در نظر سهروردی “اشرف موجودات آفتاب است و ریاست آسمان را در دست دارد؛ چرا که نور است و عشق ضامن نور و روشنایی است و نور عشق را به وجود می آورد. تصویرعینی خیر الهی.صورت مثالی نور متعالی نماد خداوند و نور النور است “. که هم در نگاره و هم در فرش خورشید به شکل های طبیعی و انتزاعی بارها و بارها، در کنار دیگر عناصر به کار رفته و به واسطه آن بهشت مینوی فرش و پهنه سراسر روشن نگاره ها را شکل داده است.
برای فاش کردن حقیقت باز هم ماه که نمادی مؤنث و زن و شاه بانو آسمان محسوب مي شود به یاری شاه آمده است. حقیقتی که شاه را شیفته و شیدای خویش کرده است، جلوه ای از عشق که در اين نگاره با این که زنی تصویر نشده است، اما نمادهای آن در به ثمر رسیدن و وصل نقشی مهم را بر عهده گرفته اند. “ماه چشم شب است هم چنان كه خورشيد چشم روز است”. نمادی مادینه که در این روایت با نور خود و بیرون آمدن از پشت ابرها حقيقت را آشكار و موجب وصال با راستی می شود. “ماه كه نماد آن هلال يا زن جوان سوار بر ارابه است مظهر زمان، جنبش، توليد مثل، زاد و ولد، باروري و روح حياتي كه جسم و جان را با هم حفظ مي كند هم شاه بانوي آسمان و مادران كبيرقمري هستند، مظهر نيروي مؤنث ايزد بانوي مادر، شاه بانوي آسمان است”. در این نگاره این با هم بودن شاه و شاه بانو با نقش درخت چنار و تاکی که بر آن پیچیده است در گوشه چپ نگاره تاکید شده است. در نمونه فرش ماه چهارپاره درون سواستیکا بافته شده است، انتزاعی از تصاویر ماه و خورشید در کنار هم.” ماه و خورشيد كنار هم مظهر وصلت الهي هستند، ازدواج مقدس آسمان و زمين، شاه و شاه بانو.” ماه در فرش ها نيز در كنار هشت زن و ميان چليپاي خورشيد بافته شده است و

ماه كه هميشه يادآور باران و ابر است اين جا در كنار زنان، باز هم باروري و روح حيات آب و باران را چندين برابر كرده است.
5-4 آب
دراین نگاره جوی آبی را می بینیم که از زیر درخت سرو شروع شده و با گذشتن ازدرخت چنار به پایین نگاره می رسد و چشم را به درخت تاک و چنارِ گوشه چپ تصویر می رساند و بین این درختان مقدس ارتباطی مثلث شکل و معنایی ایجاد می کند. حضور آب در این نگاره درکنار آتش و خاک و با ، که باد را می توان در جهت گرفتن شعله های آتش و ابرهای آسمان دید نمودگارحضور چهار سرشت اصلی آفرینش دانست که از نمادهای آیین مهری نیز محسوب می شوند.

جوی آب دراین نگاره مثلثی را در وسط تصویر شکل داده است که درخت های مقدس را با کوه و صخره پیوند داده و شاه در میان این مثلث قرار دارد. صحن های مقدس که وصلی در آن رخ می دهد .درنمونه های فرش به صورت نقوش و سطوح شطرنجی زیک زاک بافته شده است که باغ بهشت فرش را در میان خود گرفته است و برای رسیدن به باغ بهشت باید از آب گذشت و پاک و صافی شد. “آب نشانه ی حیات است. برای رسیدن به گنج پنهان باید از آب گذشت. غسل کردن با آّب یا آتش نماد رستاخیز و کسب فضیلت و موهبت جاودانگی و غوطه ور شدن در آب، پاک شدن از گناه است” (الیاده: 100).

6-4 کوه
کوه که در نگاره ها ازجمله نگاره مورد نظر از عناصر جدایی نشدنی اکثر شاهکارهای نگارگری است و در این نگاره که نیز ما شاهد رخ دادن اولین دیدار و عاشق شدن آن ها هستیم
تصویرشده تا صحنه ای مقدس را ایجاد کند. کوه و درخت و آب از عناص راصلی تشکیل دهنده صحنه های مقدس محسوب می شوند. این نقش را در فرش نیز به صورت انتزاعی می بینیم که کوه همراه با برگی درسرآن به نشانه درخت و نقوش شطرنجی که نمایانگرآب است بیشتر در حاشیه فرش بافته شده است.

کوه، نمادی شمسی که به صورت مثلث و دالبری در فرش ظهور یافته و از جمله نمادهایی است که در داستان های سهروردی نیز دیده می شود کوه قاف که رسیدن به آن با آگاهی و روشنی همراه است . صخره و کوه باا یزد بانوان در ارتباط است که در نگاره دوم نیز می بینیم بازهم درخت جویبار و آب در کنار هم تصویر شده اند.

7-4 فرشته
در این نگاره 4 فرشته، در چادر پشتِ سرِ مجنون، تصویر شده که فرشتگان فره آدمی است که سرنوشت این دو عاشق را رقم می زند. در فرهنگ اسلامی هر شخص دو فرشته همراه دارد به صورت جفت شب و روز که سهروردی نیز فرشته جبرئیل را دارای دو بال نور و تاریکی تعبیر کرده است.

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید