پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی

موضوع:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ارتباط بین ذهنیت فلسفی مدیران درابعاد جامعیت, تعمق وانعطاف پذیری با بهره گیری ازمدل فیلیپ جی اسمیت را با بهبود سازمانی با تاکید براجرای استراتژیهای چهارگانه تغییر

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده

این پژوهش ارتباط بین ذهنیت فلسفی مدیران (درابعاد جامعیت, تعمق وانعطاف پذیری ) با بهره گیری ازمدل فیلیپ جی اسمیت را با بهبود سازمانی با تاکید براجرای استراتژیهای چهارگانه تغییر(استراتژیهای ساختاری, فناوری ,وظیفه ای ورفتاری ) در مدارس متوسطه استان سمنان مورد مطالعه قرار داده می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران مقطع متوسطه استان به تعداد 165 نفر بودند که از این تعداد مطابق جدول نمونه گیری مورگان 118 نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردیدند. روش اصلی جمع آوری داده ها دو پرسشنامه  شامل یک پرسشنامه ذهنیت فلسفی استاندارد ودیگری پرسشنامه بهبود سازمانی محقق ساخته بود. پس از اجرای آزمایشی با محاسبه ضریب الفای کرانباخ اعتبار پرسشنامه ذهنیت فلسفی  84% و پرسشنامه بهبود سازمانی 97% برآورد وتائید گردید. برای آزمون فرضیه ها وپاسخ به سوالات پژوهش از آزمونهای t  تک نمونه ای, ضریب همبستگی پیرسون وتحلیل واریانس آزمون تعقیبی شفه و تحلیل رگرسیون بهره گیری و نتایج ذیل مشخص گردید : 1-ذهنیت فلسفی مدیران در هر سه بعد جامعیت ، تعمق و انعطاف پذیری در سطح مطلوب و دربعد جامعیت قوی ترازسایر ابعاد قراردارد.2- کلیه مدیران از استراتژیهای چهارگانه برای تغییر و بهبود واحد های آموزشی خود بهره گیری می نمایند. 3- بین ذهنیت فلسفی مدیران با بهبود سازمانی ارتباط مستقیم ومثبت هست.یعنی مدیران دارای ذهنیت فلسفی بالا درجهت بهبود و بازسازی آموزشگاههای خود کوشش بیشتری می نمایند.4-از بین استراتژیهای تغییر, استراتژی رفتاری بیشترین بهره گیری رانزد مدیران دارد.

درپایان پژوهش بر اساس یافته های پژوهش و به مقصود ارتقا ء ذهنیت فلسفی مدیران و کوشش آنان برای بهبود و توانایی رویارویی با تغییرات محیطی مدارس پیشنهاداتی ارائه گردید.

 

 

 

کلید واژه ها : ذهنیت فلسفی,بهبود سازمانی,جامعیت,تعمق,انعطاف پذیری,استراتژی ساختاری,استراتژی فناوری,استراتژی وظیفه ای,استراتژی رفتاری

 

 

1-1 مقدمه :

 

        با پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی, مدیریت تأثیر کلیدی و تعیین کننده ای یافته می باشد و صاحب نظرانی که برای رشد و شکوفایی اقتصاد, پیشرفت علم  و تکنولوژی,رسیدن به رفاه همگانی و بهبود شرایط زندگی, توسعه را تنها راه اصولی و منطقی معرفی می کنند و دولتمردان را به حرکت در چارچوب برنامه های توسعه تشویق می نمایند,فراوانند.اینان اگرمعتقد باشند که: ((توسعه فراگردیست که توانایی های بالقوه جامعه را چه از نظر نیروی انسانی و چه ازجهت منابع, سرمایه, دانش, فن, مهارتها وغیره در آن به اقدام می اورد, یا توسعه را فرآیندی هدفدار بدانند که بوسیله بشر آغازمی گردد وهدف آن بهبود بخشیدن به شرایط زیستن افرادیست که دریک جامعه زندگی می کنند, (مشایخ 1378, ص18)از اذعان به این نکته ناگزیر خواهند بود که تمام آن کشورهایی که به توسعه دست یافته اند و موفقیت های چشمگیری درعرصه های مختلف به دست آورده اند از آموزش و پرورش خردگرا, خلاق و توانا برخوردار بوده و سنگ زیربنای توسعه خود را در امر توسعه آموزش و پرورش قرار داده اند.

درمیان سازمانها ونهادهای موثر بر توسعه پایدار اجتماعی, نظامهای آموزشی از جایگاه  و تأثیر منحصربه فرد برخوردارند.پس امروزه تأثیر واهمیت این نظامها بدیهی واثبات شده تلقی می گردد.شواهد ومستندات علمی نشان می دهد که هرگونه اصلاح و بهبود نظامهای اجتماعی و سیاسی بیش ازهمه و پیش از هر امر مستلزم بازنگری و تجدید ساختار نظام آموزش و پرورش می باشد .همه صاحبنظران متفق القول به اهمیت جایگاه و تأثیر سرنوشت ساز آموزش و پرورش در موفقیت و اصلاح کلیه ساختارهای یک جامعه و سعادت و پیشرفت یک ملت اذعان دارند.( قهرمانی,1382,ص 33)

این حقیقت برهیچکس پوشیده نیست که توسعه درهمه عرصه های زندگی بشر بدون وجود انسانهای عاقل, ماهر و توانمند نه درمرحله برنامه ریزی و نه در مرحله اجرا نمی تواند توفیقی داشته باشد و تربیت چنین انسانهایی تنها ازعهده  آموزش و پرورش برمی اید.

ازسوی دیگر سبک مدیریت در سازمانهای آموزش و پرورش از دیرباز مورد توجه بوده می باشد و ازعوامل مشروط کننده تأثیر آموزش و پرورش می باشد.بسیاری ازتئوری ها کوشش بر آن دارند که رفتارهای        مدیران را مورد مطالعه قرار داده و در چارچوب یک نظریه اظهار نمایند.

قدرمسلم این می باشد که برخورداری مدیران از ویژگیهای یک ذهن فلسفی انگونه که فیلیپ جی اسمیت [1]اظهار می کندکه عبارتند ازجامعیت, تعمق و انعطاف پذیری می تواند بر سبک مدیریت آموزش تاثیرگذار باشد.پژوهش حاضر بر آن می باشد تا دریابد چه ارتباط ای بین ذهنیت فلسفی مدیران مدارس و بهبود سازمانی واحد               آموزشی شان هست.امید انکه درراه رسیدن به این مقصود راه صواب در پیش گرفته و به راهبردهای موثر دست یابد.

[1] -Pilip G.Smith

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه : 154

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان