پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی

گرایش مشاوره توانبخشی

عنوان:

مشخص کردن نحوه انعکاس معلولیت و تصویرسازی از افراد معلول در فیلم‌های منتخب

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده

نمی‌توان تاريخ مشخصي براي حضور افراد معلول در جامعه بشري ذکر نمود، زیرا که به نظر مي‌رسد اين افراد هميشه در تاريخ حضور داشته‌اند ليکن آن چیز که مشخص بوده می باشد، این می باشد که هرگاه سخني هم از آنان به ميان آمده نگرشي همراه با ترحم نیز با آن بوده می باشد.

سینما، به عنوان یک منبع بزرگ اطلاعات در مورد معلولیت برای میلیون‌ها نفراز بینندگان اقدام مي كند و نمایش و بازنمایی معلولیت نیز تأثیر اساسی در چگونگی موقعیت افراد معلول در جامعه و درک و آگاهی جامعه از معلولیت دارد.

در دهه‌های اخیر در سایه پیشرفت فرهنگ و علوم، افزایش آگاهی‌های عمومی و تخصصی، انقلاب اطلاعات و ارتباطات و کوشش‌های انجمن‌های حامی افراد معلول شاهد تغییراتی در زمینه الگوهای نظری حاکم نسبت به مقوله معلولیت بوده‌ایم. به طوری که امروزه برنامه‌ها و اقدام‌های مربوط به احقاق حقوق افراد معلول یکی از شاخص‌های رشد فرهنگی و اجتماعی جوامع به شمار می رود و الگوی موجود کنونی تفاوت عمیق و اساسی با الگوهای پیشین کرده می باشد.

از این رو، در پژوهش حاضر کوشش بر این بوده می باشد که منتخب آثار سینمایی مربوط به دو دهه گذشته ایران و خارج در ارتباط با معلولیت، از نظر محتوایی مورد تحلیل قرار گرفته و میزان انطباق آن با الگوهای معلولیت و کلیشه‌های رایج در این حوزه مطالعه گردد.

نتایج حاکی از آن می باشد که انعکاس معلولیت در فیلم‌های ایرانی مورد تحلیل این پژوهش در حال عبور از الگوی فردی به الگوی اجتماعی معلولیت می باشد اما این امر تحقق کامل نیافته می باشد. بازنمایی مبتنی بر کلیشه نیز، همچنان در این فیلم‌ها به چشم می‌خورد. انعکاس معلولیت در فیلم‌های خارجی مورد مطالعه نیز انطباق زیادی با الگوی اجتماعی معلولیت داشته و میزان بازنمایی افراد معلول به صورت کلیشه‌ای بسیار کم بوده می باشد


1ـ 1ـ مقدمه

معلولیت با گستره بسيار وسيع خود؛ پيچيدگي‌‌هاي فراواني را به همراه دارد كه در فرهنگ‌هاي مختلف به صورت‌هاي گوناگون خود را نشان مي‌دهد. زمان بسیار طولانی گذشته می باشد تا تغییر باورها و توجه ها نسبت به حقوق انسانی بشر پدیدار گشته و در این بین نگاهی نیز به حقوق افراد دارای معلولیت افکنده شده می باشد. به نظر سیر تاریخی در نظر داشتن معلولیت و برخورد با افراد معلول طریقه رو به رشد و تکاملی را داشته اما همچنان کلیشه‌های گذشته رنگ و بوی خود را حفظ کرده و در میان بعضی فرهنگ‌ها به­ویژه جوامع در حال توسعه بیشتر به چشم می‌خورد.

رسانه‌هاي همگاني بدليل تأثير عميق اجتماعي فرهنگي به‌گونه اعم و البته رسانه سينما به دليل ابعاد فراگيرش به گونه اخص، از ارزش ويژه‌اي برخوردار می باشد. سينما به‌عنوان نخستين وسيله ارتباط جمعي كه باعث شكل‌گيري مخاطبان توده شده می باشد، به صورت ابزار تقويت و انتقال ارزش‌هاي فرهنگي و انديشه‌ها شناخته شده می باشد و جاي ترديدي باقي نمي‌گذارد كه چرا «مارشال مک لوهان» از سينما به عنوان رسانه گرم نام مي‌برد، چرا كه پيام از طريق رسانه مانند آهن سرخي مي‌ماند كه تأثیر خود را بر جاي مي‌گذارد و نیازی به کوشش‌های ذهنی مخاطبان ندارد (مظفری، 1388).

در جامعه کنونی نیز، تقریباً هر کسی به سالن‌های سینما می‌رود یا به تماشای فیلم در تلویزیون و سینمای خانگی می‌پردازد. برای خیلی از افرادی که تماس مستقیم با افراد دارای معلولیت ندارند، فیلم، بدون درنظر گرفتن صحت آن، به‌عنوان یک منبع اصلی اطلاعات در زمینه ماهیت معلولیت به شمار می رود.

هنگامی که افراد معلول در کلاس‌های درس عمومی و جامعه حضور پیدا می‌کنند و در تعامل روزانه با همسالان، معلمان و همسایگان قرار می‌گیرند با حداقل بخشی از دیدگاه های اجتماعی شکل گرفته از طریق رسانه مواجه می شوند .

در این عصر تکنولوژیک رسانه‌محور که بیشتر تکیه بر تصاویر بصری می باشد واقع‌گرایی از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد، به شدت مورد نیاز می باشد که تصاویر شخص‌محور مبتنی بر واقعیت و صحیحی از افراد معلولی که درگیر کارهای روزمره و زندگی هستند نمایش داده گردد و در این بین فیلم ابزاری می باشد که می‌توان از آن برای ایجاد همدلی و درک متقابل در این زمینه بهره برد.

1ـ 2ـ اظهار مسأله

حضور بيش از یک میلیارد فرد داراي معلولیت در جهان، که حدود 15 درصد افراد دنیا را تشکیل می‌دهند، موضوع معلوليت را به مسأله‌اي مهم در جوامع انساني تبديل كرده می باشد (UNenable, 2012) و اگر خانواده‌های این قشر را نیز اضافه کنیم بیش از دو میلیارد نفر در جهان با معلولیت زندگی می­کنند.

افزايش کمّی افراد معلول جهان در عصر حاضر به دليل پيشرفت­های دانش پزشکی و بهبود کيفيت زندگی عامه و افزايش سن اميد به زندگي، خصوصاً در جوامع توسعه­يافته و همچنين وقوع جنگ جهانی دوم، باعث شده تا افراد معلول، خواسته و ناخواسته بيشتر از گذشته در معرض ديد عمومی قرار بگيرند.

کوشش­ها و حتی مبارزات افراد معلول و نهادهای مدنی دوستدار و حامی این افراد، افکار عمومی را با اين واقعيت، مواجه نمود که معلوليت دایمی و موقتی ـ نظير ناتوانی­های جسمانی کهنسالان ـ در کمين هر انسانی می باشد، یک سقوط از بلندی، تصادفی به هنگام رانندگی، ابتلا به یک بیماری صعب‌العلاج، عدم رعایت دستورات بهداشتی، پزشکی و حتی عدم رعایت اصول آرگونومیکی در محیط‌های کار و سکونت، عدم تغذیه صحیح در دوران بارداری و بعد از آن، بعضی مسائل وراثتی و ژنتیکی و… همه می‌تواند علتی برای ابتلا به پدیده معلولیت باشد.

مطالعات تاریخی نیز حاکی از کوشش مستمر افراد دارای معلولیت برای دستیابی به فرصت­های برابر با دیگران می باشد. اعمال و رفتاری همچون تبعیض، جداسازی، منزوی ساختن، و نیز حذف و ریشه­کنی افراد دارای معلولیت جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی شکل­دهنده فضایی از ظلم و نابرابری برای آنان بوده می باشد. (کمالی، 1383)

از سویی نیز توجه منفي نسبت به ناتواني و معلوليت پديده‌اي تاريخي بوده كه در طول زمان تا حدي تحول و بهبود يافته می باشد. سازمان ملل متحد، سازمان‌هاي وابسته به آن و سازمان‌هاي غيردولتي افراد معلول از سال 1980، تلاشي فزاينده را براي تغيير توجه منفي نسبت به معلوليت آغاز كرده و ادامه داده‌اند. (کمالی، 1386)

نامگذاری سال 1992ـ1983 با نام دهه افراد معلول در جهان از سوی سازمان ملل و ادامه آن در قاره­های مختلف تا به حال (آسیا و اقیانوسیه 2002ـ1993 و تمدید آن برای یک دهه متوالی دیگر 2012ـ2003)، تصویب نخستين کنوانسيون هزاره سوم ميلادی با عنوان «کنوانسيون حقوق افراد دارای معلولیت»، در تاريخ 13 دسامبر 2006 ميلادی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مطرح شدن مفاهیمی زیرا مشارکت، دسترسی، توانمندسازی، مناسب‌سازی، عدم تبعیض، عادی­سازی و برابرسازی فرصت­ها برای افراد معلول، همه و همه نشانگر اهمیت مسائل حقوقي، اجتماعی و فرهنگی می باشد که افراد معلول با آن مواجه هستند (UN enable, 2012).

ماده 8 كنوانسيون طرفداری از حقوق افراد معلول كه در حيطه ارتقاي آگاهي می باشد؛ از دولت‌هاي عضو خواسته اقدامات جدي و لازم را براي افزايش در اين زمينه به­اقدام آورند. يكي از بندهاي اين ماده خواستار تشويق تمام سازمان‌هاي رسانه‌اي براي به تصوير كشيدن افراد داراي ناتواني به شكلي شده می باشد كه با اهداف اين كنوانسيون همخواني داشته باشد (پورنجف، 1386).

حرکت­های وسیع و گسترده­ای در کشورهای مختلف در راستای برچیدن تبعیض نسبت به حقوق افراد معلول و آموزش صحیح جامعه در برخورد و پذیرش صحیح معلولیت انجام پذیرفته می باشد. از آن جمله می­توان به تلفیق کودکان معلول در مدارس عادی و برچیده شدن مدارس استثنایی، چاپ کتب برای کودکان با درج عکس‌هایی از افراد و کودکان معلول به مقصود عادی­سازی معلولیت، ساخت اسباب­بازی­هایی که در آن رعایت حقوق افراد معلول آموزش داده می­گردد، ساخت فیلم­هایی که به صورت غیرمستقیم و در پیام بین متن مسائلی را در این ارتباط به مقصود فرهنگ­سازی ارائه می­دهد، مناسب­سازی معابر، وسایل نقلیه و اماکن به­مقصود دسترسی برابر افراد معلول همچون دیگر افراد و… تصریح نمود.

با وجود تمامی این کوشش­ها، هنوز هم در تمامی کشورهای جهان، بر سر راه افراد دارای معلولیت که به­مقصود کسب آزادی و حقوق انسانی خود، همچنین مشارکت کامل در فعالیت­های جامعه می کوشند، موانعی هست. این افراد، با تحقیر و جلوگیری از دست­یابی به جایگاه حقیقی خود در جامعه با برچسب زنی­های گوناگون قربانی شده­اند (کمالی، 1383).

برچسب «معلول»، با بعضی باورها و پنداشت­های موجود در پس آن که مبتنی بر موهومات و اسطوره های منفی گذشته می باشد، راه را بر بسياري از فعاليت‌هاي فرد دارای معلولیتی که خود را در جرگه افراد سالم جامعه می‌داند و به زندگي عادي ـ همراه با پاره‌اي انطباق‌ها يا مناسب‌سازي‌هاي منطقي ـ در ميان اجتماع ادامه مي‌دهد، می‌بندد و او را با دشواري‌هايي روبه‌رو مي‌كند كه ابتدايي‌ترين آنها، ناديده گرفته شدن و دور ماندن از ديگران می باشد. جوامع مختلف نيز بر همين اساس و با در نظر داشتن باورها، توجه‌ها و اعتقادات فرهنگي خود ـ هرچند متحجرانه ـ روابط خود را با او تنظيم مي‌كنند (کمالی، 1383).

رسانه نيز به عنوان پديده‌اي غيرقابل انكار در زندگي بشر امروز، طي همين سال‌ها، بارزترين جلوه برخورد مردم با پديده معلوليت بوده می باشد. مطالعات نشان مي‌دهد كليشه‌هاي منفي، اصلي‌ترين عنصر در نمايش معلوليت در رسانه‌ها بوده‌اند. تصوير افراد داراي معلوليت در رسانه‌ها، اغلب با كليشه‌هايي همچون افراد قابل ترحم، قرباني خشونت، شرير و شيطاني، مرموز و بيگانه، دارای قدرت ماورايي، سرگرم‌كننده و خنده‌آور، دشمن خويش، باري بر جامعه و فاقد قدرت مشاركت اجتماعي همراه بوده می باشد ( کمالی، 1386).

توجه‌هاي منفي، واپس‌گرا و باقيمانده از قرون گذشته رفته­رفته از طريق رسانه‌ها جاي خود را در فرهنگ دنياي جديد باز کرده و رسانه‌ها به شكل تابلويي گسترده براي انتقال اين مفاهيم اقدام کرده‌اند. بازتولید این مفاهیم مقاومت آن را در برابر هرگونه تغییری افزایش داده و مفهومی ذاتی در فرهنگ پیدا کرده‌اند. در این بین، بشر­ها نیز در مسیر یادگیری و اجتماعی شدن در خصوص معلولیت، به صورت مستقیم و غیرمستقیم آموزش می­بینند و تأثیر رسانه به­ویژه سینما و تلوزیون به عنوان ابزارهای فرهنگ­ساز در این آموزش و ارائه اطلاعات انکارناپذیر می باشد.

دغدغه فرهنگ­سازی و اصلاح توجه افراد غیرمعلول نسبت به معلولیت در نویسنده، پس از سانحه تصادف و آسیب نخاعی و تجربه معلولیت در سن 21 سالگی آغاز گردید. طی 6 سال فعالیت در انجمن غیردولتی به نام باور (انجمن برتر کشور در سال 86 و 89) به­عنوان مسئول رسانه­ای این انجمن و کوشش در راستای فرهنگ­سازی در زمینه در نظر داشتن معلولیت، برداشت و دریافت نویسنده اینگونه بوده می باشد که نمایش غیرواقعی از افراد معلول در رسانه­های ایران به­ویژه در برنامه­های تلویزیونی و فیلم‌ها صورت گرفته می باشد. چنین بازنمایی غیرواقعی در مهم­ترین ابزار فرهنگ­ساز (تلویزیون و سینما) الگوی نادرستی در زمینه پذیرش و در نظر داشتن افراد معلول ایجاد می­کند که این مسأله خود متعاقباً ایزوله شدن این افراد در خانه­ها، تبعیض، عدم مشارکت و محروم شدن از حقوق حقه آنان را موجب می­گردد.

از این رو در این پژوهش کوشش شده می باشد که نحوه انعکاس معلولیت در آثار سینمایی بر مبنای الگوهای معلولیت مطالعه گردد و سوالات نویسنده در این حوزه مورد مطالعه قرار گیرد.

با در نظر داشتن این مسأله که عنوان شعار سازمان ملل در روز جهانی افراد دارای معلولیت سال 2004 « بدون ما ،برای ما،هیچگاه!» بوده و بایستی به این امر تصریح نمود که پیشتر نیز این شعار، به مدت 2 دهه، پیام مبارزانی حامیان و طرفداران حقوق افراد معلول در سراسر دنیا بوده می باشد و نشانگر خواسته افراد معلول برای داشتن تأثیر بیشتر در اجتماعشان می‌باشد ((Jaeger&Bowman, 2005. محقق این پژوهش نیز دارای معلولیت می باشد و می‌تواند انعکاس معلولیت در آثارسینمایی را از دیدگاه و نقطه نظر فردی که تجربه معلولیت را داشته مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد.

1ـ 3ـ اهمیت و ضرورت

یک­سوم از حدود 200 کشور جهان، قوانین ضدتبعیض در حوزه‌ی معلولیت وضع کرده‌اند

(United Nations Department of Public information, 2008). کشورمان، ایران نیز در میان کشورهایی قرار دارد که مجلس آن قانونی برای رعایت حقوق افراد معلول به تصویب رسانده می باشد (قانون جامع طرفداری از حقوق افراد معلول مصوب مجلس شورای اسلامی، 1383). به نظر می­رسد که همچنان تکریم به حقوق این افراد به جای ترحم، رعایت منزلت و کرامت انسانی آنان، برچیدن موانع مشارکت و مناسب­سازی معابر وساختمان­ها، پذیرش توانمندی آنان، حق استخدام، اشتغال و… نادیده گرفته شده می باشد و در این بین، پیوستن ایران به کنوانسیون طرفداری از حقوق افراد معلول در سال 86 نیز تأثیر عملی و تسریعی در این امر ایجاد نکرده می باشد. به نظر نویسنده، معضلات فرهنگی در در نظر داشتن مقوله معلولیت و انباشت فرهنگی که در خود مؤلفه­های الگوهای قدیمی معلولیت را حفظ کرده، عامل اساسی و اصلی در راه عدم احقاق حقوق افراد معلول و مسائل مبتلا به آنان می باشد.

فرهنگ پدیده­ای گروهی می باشد، در حالی که افراد ممکن می باشد به­وجود آورنده اندیشه­ها و رفتارها باشند به تنهایی فرهنگ را به­وجود نمی­آورند. فرهنگ از تعامل افراد با دیگران به­وجود می­آید و عملاً باور و یا رفتار یک فرد وقتی که حالت خارجی و هدفمند پیدا می­کند بخشی از فرهنگ به­حساب می­آید. تلویزیون شاید مثال خوبی برای خارجی کردن و هدفمند کردن باشد؛ زیرا که خود را نماینده یک مفهوم هدفمند از ارتباط انسانی می­داند و مفاهیم (به شکل تصویر یا کلمه) عرضه شده در صفحه آن از دیگر مظاهر هدفمند کردن می باشد. تلویزیون به­عنوان یک واقعیت، دارای تأثیرات عاطفی و فیزیکی روی انسانها می باشد (محسنی، 1386).

سینما و فیلم نیز از این قاعده مستثنا نیستند و قادرند باورها و رفتارها را به صورت هدفمند نمایش داده و آن را جزئی از فرهنگ کنند. انتخاب کلمات، تصاویر و پیام­هایی که از سوی آنها ارسال می­گردد، ادراکات، توجه­ها و رفتارها را تعیین می­کنند و اهرم پرقدرتی در خارجی کردن توجه­ها و باورهای افراد به­حساب می­آیند. توجه­ها وابسته به ارزش­ها و هر دو آن­ها مبتنی بر اندیشه­ها و اعتقاداتی هستند که از طریق نظاره و تعمق در رفتارها به­وجود می­آیند.

شاید نتوان قانونی برای تغییر توجه، وضع نمود. اما می­توان تغییر رفتار را قانونمند نمود، به امید آنکه منجر به تغییر توجه گردد (حسینی، 1389).

توجه‌ها، عقاید و طرز تلقی‌های غلط جامعه، مانع بزرگی برای افراد دارای معلولیت ایجاد می‌کنند و بازتولید این توجه­ها به­ویژه اگر مبتنی بر واقعیت نباشند تأثیر خردکننده­ای در شکل­گیری هویت و همچنین روابط صحیح میان­فردی و اجتماعی این افراد خواهد داشت که مثال بارز عواقب چنین توجه­هایی، ایزوله شدن، افسردگی فرد دارای معلولیت و از سوی جامعه به اصطلاح عادی و غیرمعلول نیز تردشدگی و عدم پذیرش توانمندی­ها در کنار تفاوت­های موجود در افراد معلول می باشد.[1]

راه‌هاي متنوعی برای به نمايش درآوردن معلولیت در رسانه‌ها مورد بهره گیری قرار گرفته می باشد. جني موريس معتقد می باشد «معلولیت، بيشتر احساسات افراد غيرمعلول و واكنشي می باشد كه آنها فراتر از خود معلولیت، در برابر آن نشان مي‌دهند از این جهت معلولیت برای فرد غیرمعلول و نویسنده­ای که می‌خواهد از آن عبور کند غالب کنایی یا استعاری پیدا می­کند و نويسندگان اغلب بر تبعیض، غفلت و ترسي كه به گونه عمومي نسبت به معلوليت هست، تكيه مي‌كنند و مي‌دانند كه به تصوير كشيدن شخصيتي گوژپشت، بدون پا يا با يك زخم در صورت، به گونه حتم احساسات خواننده يا مخاطب (بيننده) را برانگيخته خواهد كرد. هرچه معلولیت غالب استعاری بد و شرورانه­تری به خود بگیرد و یا الغاگر احساسات ناخرسندانه­تری باشد، کلیشه­های فرهنگی بیش از پیش تأیید می شوند» (Morris, 1991).

به­نظر می‌رسد که بازنمایی معلولیت در رسانه‌های جمعی، در بیشتر کشورهای جهان، از الگوهای نسبتاً مشابهی پیروی می کند در دستورالعمل رسانه­ای که سازمان بین­المللی کار منتشر کرده می باشد به این امر تصریح شده که «اگرچه بعضی مستندات و برنامه­های ویژه افراد معلول ساخته و پخش می­گردد با این تفاصیل افراد معلول به ندرت به عنوان جزء و بخشی از برنامه­های اصلی و متداول حضور و تأثیر دارند. زمانی که به تصویر کشیده می­شوند غالباً برچسب زده شده، نمایش کلیشه­ای از آنان ارائه می­گردد، موضوعی برای ترحم و دلسوزی هستند و یا به عنوان موجودات مافوق بشری که سنبل استقامت و پایداری هستند، شناسانده می شوند.» (ILO, 2010)[2]

طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، افراد معلول حدود 10% از جمعیت دنیا را رقم می­زنند و به عنوان بزرگترین اقلیت دنیا، در معرض تبعیض، محرومیت از بهداشت و سلامت، آموزش، تحصیل و کسب حرفه و شغل هستند (نباتی، 1389).

تحقيقات مختلف نشان داده­اند ارتباط معناداري بين تحريف‌هاي رسانه‌اي در مورد افراد داراي ناتواني و فرآيند تبعيض نسبت به آنان هست ( کمالی، 1386).

با در نظر داشتن این مسأله که افراد دارای معلولیت و مدافعان حقوق معلولیت امروزه برآنند تا تصویرهای کلیشه‌ای از معلولیت را که مرتبط با فرهنگ مسلط جامعه هستند، اصلاح و معلولیت را به عنوان جزیی عادی از زندگی روزمره مردم در رسانه‌های غالب تصویر کنند ضرورت کوشش رسانه‌ها در انعکاس تصویری مبتنی بر واقعیت در جهت عادی­سازی این امر بیش از پیش به چشم می­خورد. به­ویژه سریال­ها و فیلم­های سینمایی و تلویزیونی می­توانند با ارائه الگویی منسجم و متحد در انعکاس معلولیت گام مثبتی در جهت تلفیق، حضور اجتماعی افراد دارای معلولیت و رفع تبعیض‌های اجتماعی باشند. هرچند تعامل فردی، مؤثرترین وسیله برای تجربه‌ شخصی معلولیت می باشد اما وسایل ارتباط جمعی می‌توانند ابزار مؤثری برای ایجاد فهم بیشتر و تغییر تدریجی و نتیجه بخش در طرز تلقی عمومی نسبت به افراد دارای معلولیت باشند و راه را برای احقاق حقوق این افراد از طریق فرهنگ­سازی صحیح بگشایند.

با در نظر داشتن این امر بایستی خاطر نشان نمود که میزان و نحوه بازنمایی معلولیت در رسانه‌های همگانی ایران، مستلزم انجام تحقیقات و مطالعات مداوم می باشد اما متاسفانه در مقایسه با تحقیقات و پروژه­های انجام گرفته در کشورهای دیگر، فاصله و خلأ اساسی در مطالعات معلولیت[3] به­ویژه در حوزه فرهنگی و اجتماعی در ایران به چشم می­خورد و هنوز هیچ نهاد، انجمن، دانشگاه و مرکزی برای انجام امور تحقیقاتی مرتبط با معلولیت و رسانه در ایران وجود ندارد.

امید می باشد که انجام پروژه­ها و تحقیقات کمّی و کیفی در این راستا بتواند مدیران رسانه، تهیه­کنندگان و فیلم‌سازان را با الگوی صحیح بازنمایی معلولیت آشنا کرده و اطلاعات صحیحی را در اختیار مخاطبان قرار دهد تا متعاقب آن رفتارهای بنیادین مبتنی بر واقعیت به صورت غیرمستقیم با نظاره این الگو حاصل آید.

 

1ـ 4ـ تعریف مفهومی و عملیاتی

تعریف مفهومی

افراد دارای معلولیت

اصطلاح اشخاص دارای معلولیت برای تمامی اشخاصی به کار می‌رود که دارای اختلال طولانی‌مدت فیزیکی، ذهنی یا حسی بوده در تعامل با موانع مختلف ممکن می باشد از نظر مشارکت کامل و مؤثر بر اساس اصول مساوی با دیگران دچار تأخیر شوند. (Convention on the rights of the persons with disabilities, 2007)

الگوی معلولیت

الگوهای معلولیت ابزاری هستند برای تعریف اختلال و معلولیت این الگوها مبنایی را در اختیار جوامع و دولت‌ها قرار می‌دهد تا بوسیله آن راهکارهایی برای شناسایی و رفع نیازهای افراد معلول اندیشیده شده و فراهم آید (MDRC, 2012) .

 

تعریف عملیاتی

معلولیت

معلولیت‌ها به سه طبقه تقسیم می شوند: 1ـ جسمی ـ حرکتی، 2ـ حسی 3- ذهنی و روانی.

در این پژوهش فیلم‌هایی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند که در آن تأثیر اصلی فیلم دارای معلولیت جسمی یا حسی می باشد.

الگوهای معلولیت

در پژوهش حاضر مبنای تحلیل فیلم‌ها دو الگوی فردی و اجتماعی طبق نظر مایکل الیور خواهد بود. الیور الگوهای دیگر همچون خیریه‌ای پزشکی و اخلاقی را برآیندی از الگوی فردی درنظر گرفته و زیرمجموعه آن قرار می‌دهد در فصل دوم این پژوهش تعاریف کامل این دو الگو ارایه خواهد گردید.

1ـ 5ـ اهداف پژوهش

هدف اصلی

مشخص کردن نحوه انعکاس معلولیت و تصویرسازی از افراد معلول در فیلم‌های منتخب

 

اهداف فرعی

1ـ مشخص کردن انطباق فیلم‌های منتخب با الگوهای معلولیت.

2ـ تعیین میزان و نحوه انطباق فیلم‌های منتخب با الگوهای معلولیت.

3ـ تعیین میزان مولفه‌های انعکاس‌یافته از الگوهای معلولیت در فیلم‌های منتخب.

4ـ تعیین کلیشه‌های معلولیتی که در فیلم‌های منتخب نمایش داده شده‌اند.

5ـ تعیین میزان و نحوه کلیشه‌سازی از معلولیت در فیلم‌های منتخب.

 

هدف کاربردی

نتايج پژوهش حاضر می‌تواند در تدوین الگوی مناسب فیلم‌سازی در حوزه معلولیت به فیلم‌سازان و کارگردانان یاری رساند و به مسئولين، متوليان كشور و مدیران رسانه امكان دهد تا با بهره‌گيري عميق و دقيق، از نتايج اين پژوهش در سياست‌گذاري هاي بلندمدت رسانه‌ای و آموزشی بهره گیری كنند و درصدد تهیه شیوه‌نامه بازنمایی معلولیت در رسانه که لزوم آن بسیار مهم می باشد برآیند.

1ـ 6ـ سوالات پژوهش

سوال اصلی

ـ انعکاس تصاویر افراد معلول و معلولیت در فیلم‌های منتخب چگونه می باشد؟

سوالات فرعی

1ـ فیلم‌های منتخب منطبق بر کدام الگوی معلولیتی ساخته شده‌اند؟

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2ـ میزان انطباق فیلم‌های منتخب با الگوهای معلولیت تا چه حد و چگونه می باشد؟

3ـ کدام مؤلفه‌های الگوهای معلولیت بیشترین انعکاس را در هر یک از فیلم‌های منتخب دارند؟

4ـ فیلم‌های منتخب به کدام یک از کلیشه‌های رایج در انعکاس معلولیت پرداخته‌اند؟

5ـ میزان کلیشه‌سازی از معلولیت در فیلم‌های منتخب تا چه حد و چگونه می باشد؟

[1] . مي‌توان از واژه‌های سالم، عادي و توانمند هم بهره گیری كرد اما در مقايسه با افراد داراي معلولیت مناسب‌ تراست كه از واژه افراد غير معلول سود جست. Non Disabled

 

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه : 117

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان